

کتاب سنگدل
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
کتاب سنگدل نوشته مریسا مایر و به ترجمه سمیرا بیات از نشر ارتباط نوین به چاپ رسیده است.
از متن کتاب=
از زمانی که پادشاه او را خاستگاری کرده بود او به حضور پادشاه نرسیده بود. می خواست برگردد و فرار کند اما قبلا پادشاه او را دیده بود پادشاه به سمت او دوید و خودش را بالای صحنه کشید (روز بخیر به زیباترین گران بها ترین و دوست داشتنی ترین ه...ه...).همسر موقت در تمام زمین! سپس پادشاه تردید کرد مطمعن نبود که آیا این توصیف مناسبی است یا نه. صفحه 226
وقتش است.او قرار بود پادشاه را بپذیرد.او قرار بود ملکه قلمروی دل شود.چند بار دیگر به جمعیت نگاه کرد اما جمعیت پست سرشان جمع شده بود و هیچ نشانی از جست نبود انگار بودنش در آنجا خوابی بیش نبوده است.قلب او در هر صورت متعلق به جست بود خواه قلب یک نانوا باشد یا یک ملکه خداقلاز این طریق میتواند هدفی فراتر از زندگی پیش پاافتاده اش داشته باشد.او کم کم احساس کرد که او از همه چیز بالاتر است و مانند یک غریبه به دیگران نگاه میکرد خودش را دید که روی سکو برد پادشاه یکی از دستان او را میگیرد و به مرکز صحنه می کشاند او دختر دیگری بود که رنگ پریده و بی زبان آنجا ایستاده بود.دختر دیگری بود که شادی خودش را فدای چیزی بزرگ تر از خودش میکرد.صفحه 340